آرشیوفروردین ۱۳۹۸

سوالات بسیار مهم درمورد روش حاضر بصورت سوال و جواب (قسمت اول)

سوال: آیا این روش (روانشناسی انرژی) همان انرژی درمانی است؟

پاسخ: انرژی درمانی به زبان ساده بر اساس تعادل میان انرژی حیات و انرژی مرگ بنا شده است چنانچه سلولی پیام مرگ را در زمان مناسب دریافت نکند مدام تکثیر شده و سرطانی می‌شود و بالعکس اگر پیام حیات دریافت نکند تحلیل رفته و عضو از میان می‌رود مثل پوکی استخوان.

در این روش کسی وارد علت اساسی این عدم تعادل نمی‌شود و لذا صورت مسئله به قوت خویش باقی است.

درمانگر بکمک ایجاد تعادل بین انرژی حیات و انرژی مرگ سعی می‌کند عضو را نجات دهد.

اما مطابق با نظریه روانشناسی انرژی، عدم تعادل ها اساسا بدلیل وجود گرفتگی ها در مسیرهای انرژی (که همچون جریان خون باید بصورت درست و عادی در تمام بدن برقرار باشد) ایجاد می‌شوند و بکمک این دانش اولا محلهای گرفتگی و در ثانی علت گرفتگی (نوع انرژی عامل) کشف و خنثی می‌شود .

لذا درمانگر مطلقا انرژی درمانی نمی‌کند اما پس از باز شدن مسیرهای انرژی همچون رگ بازشده، جریان درست انرژیک برقرار و عضو (یا حتی اعضاء مختلف در این مسیر) سیر بهبود پیدا می‌کنند.

نکته جالب توجه سرعت بالای خود ترمیمی به این روش است چرا که موانع بهبود برداشته شده و عضو (یا روان) بطور طبیعی به حداکثر توان خود می‌رسد و لذا به چند علت بر سایر روش ها برتری دارد:

  1. سرعت بالای بهبود
  2. طبیعی بودن و عدم استفاده از هرگونه دارو یا واسطه
  3. برگشت ناپذیری بخاطر حذف علت های ریشه ای
  4. فاقد هرگونه عوارض منفی بدلیل اینکه هماره به افزایش ظرفیت اعضاء کمک می‌کند
  5. دقت بالا با کمترین سعی و خطا در یافتن علل بیماری بخاطر دستیابی به اطلاعات درست بدن
  6. قابلیت توسعه عالی؛ از ذهن و روان تا اعضاء بدن بدون محدودیت
  7. قابلیت دستیابی به عمیق ترین علتهای ریشه ای اختلالات یا بیماری ها

ادامه دارد

عوامل دیگر موجد بیماریهای صعب العلاج- نیاز به تغذیه روح

در دنیای مدرن تبلیغات زیادی برای دور کردن انسان ها از معنویات خرج می‌شود که قصد پرداختن به علت و هدف آن مطرح نیست،اما آنچه در حال حاضر مطمع نظر است عوارض بسیار مهم این دوری است.

اینکه چرا ادیان مختلف و خصوصا اسلام تاکید فراوانی بر “بندگی و عبادت” دارد.

تنها از دیدگاه سلامتی روان به موضوع نگاه کنیم کافی است تا انگیزه های بیشماری را فراهم آورد!

دکتر دیوید هاوکینز ارتباط میان عبادت و سطح هشیاری (Consciousness) را بصورت عددی بیان کرد و توانست بیان کند که چگونه افزایش این عدد سبب سلامتی روان و حتی شفابخشی می‌شود!

بطور خلاصه عبادت و خضوع در برابر پرودگار انسان را از خودخواهی ها دور میکند و هر چه از خودخواهی ها فاصله بگیریم ارتعاشات بسمت فرکانسهای بالاتر میل میکند و این افزایش فرکانس خود عامل بسیار مهمی است که مانع بدام افتادن احساسات با فرکانس پایین خواهد شد.

احساساتی همچون یاس/ ناامیدی/ غرور/ خشم و … فرکانس بالا شما را با خیر و نیکی و برکت و سلامتی هم ارتعاش میکند و بدلیل رزونانس ایجاد شده آنها را جذب میکنید نه احساسات منفی و خطرناک که قبلا در مورد ارتباط میان جذب آنها وبیماری های خطرناک بارها وبارها صحبت کرده‌ایم.

بعنوان شاهد بیمارانی داشته ام که بطور مدام انرژیهای مخربی همچون “عدم تمایل به زندگی”، “تمایل به مرگ”، “نفرین از سوی Entity”و “انرژی مستقیم ناشی از Entity” را جذب میکردند و پس از آغاز عبادت جذب این انرژیها به صفر نزدیک شد.

بیماران بطور کاملا مشخص امیدوار شدند و یاس و ترس کاهش شدید یافت و سرعت بهبود بطور معجزه آسایی افزایش یافت. این اثرات مثبت عبادت، تنها از یک منظر است و چنانچه آگاهانه و عاشقانه انجام شود اثرات فردی/ اجتماعی آن فوق تصور خواهد بود.

عوامل دیگر موجد بیماریهای صعب العلاج- عوامل انرژیک-قسمت آخر

توضیحاتی که برای درمان به روش انرژیک بیان شد، یک سوال را بدنبال دارد و آن اینکه چگونه یک درمانگرمی تواند به یک بیمار که شاید در کشوری دیگر باشد دسترسی پیدا کند و او را درمان کند؟

پاسخ ساده است. در عالم کوانتوم، فاصله هیچ نقشی در میزان یا شدت ارتباط بین دو موجود ندارد.

برای ارتباط با بیمار کافی است درمانگر از او بخواهد که وی اجازه دهد تا درمانگر بتواند به ضمیر ناخودآگاه وی وصل شود و این اجازه بصورت گفتاری کفایت میکند.

در این حال درمانگر با عنوان surrogate (با ترجمه وکیل یاجانشین) قادر به ارتباط خواهد بود و هر سوالی را از خود بکند گویی از بیمار خود پرسیده.

بهمین شیوه و بکمک نقشه بدن که بصورت نرم افزار در اختیار دارد وضعیت سلامتی او را بررسی و درمان را انجام خواهد داد.

در آینده بمدد خداوند، چگونگی بهره گیری از این شیوه بصورت بسته های آموزشی عرضه خواهد شد.